کجا دانند حال ما سبکبالان ساحل ها

شه لب تشنگان می گفت زیر تیغ ها
«الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها»

به غیر از شاه مظلومان نبینی عاشقی صادق
«که عشق آسان نمود اول ولی افتادمشکلها»

سر شه زاده اکبر چون زشمشیر عدو شق شد
«زتاب جعد مشکینش ؟چو خون افتاد دردلها»

بگو آماده شو زینب که بعد از ظهر عاشورا
«جرس فریاد می دارد که بربندید محمل ها»

نهان شد زیر خاکستر سر شاه شهید اما
« نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل ها»

چو شب شد غرق وحشت در بیابان طفل شه گفتا
« کجا دانند حال ما سبکبالان ساحل ها»

/ 3 نظر / 79 بازدید
..

saghia :)

راضی

تازه یه چیزی!!!!من الان دیدم تو شعر "رازی" هم داره:)) رازی ؟راضی؟:)) راضی و ساقیا و .... مرسی مرسی:)) اومدم تشکر کنم :)[خنده]

آقا بفرمایید که شعر از استاد محولاتی است....